فردا، روز مدیران برتر است.
سه شنبه 20 مهر 1389
برای ایجاد یك چرخهی فروش پایدار و مسیر رشد مثبت، كسب و كارها به طور معمول درگیر تلاشهای بازاریابی كوتاه و بلند مدت میشوند.
تلاشهای بازاریابی كوتاه مدت باعث افزایش ناگهانی میزان فروش میشوند و به ندرت دوام مییابد. افزایشهای ناگهانی فروش به طور معمول ناشی از فعالیتهای تبلیغاتی بازاریابی و یا فروش محصولات در یك محدودهی زمانی خاص است. بازاریابی كوتاه مدت باعث افزایش فروش میشود.
بازاریابی كوتاه مدت آنلاین
توجه مثبت به محصولات در مجامع عمومی، گروههای خبری و یا درون سازمانهای تجاری میتواند باعث افزایش سریع و رشد ناگهانی میزان فروش شود. گفتوگوهای گروههای خبری از نظر كنترل و زمانبندی برای بازاریابان امری دشوار است. از آن جایی كه توجه به محصولات در گروههای خبری، بازاریابی كوتاه مدت به شمار میآید، بنابراین این نوع بازاریابی نمایش و ارایهی سازمان یافتهای برای پشتیبانی و كنترل میزان فروش محصولات ندارد.
چهارشنبه 22 اردیبهشت 1389
مقدمه: شاید بتوان گفت که بارزترین مهارت حرفه ای بازاریابان، قابلیت و توانایی آنها در ایجاد، حفظ، مراقبت و ارتقای نام تجاری (BRAND) است. تعیین نام تجاری هنر و بنیان بازاریابی است. نام تجاری سبب شناسایی فروشنده یا سازنده میشود. نام تجاری می تواند یک نام، یک علامت تجاری، نشان و یا سمبل دیگری باشد. فروشنده براساس قانون علامت تجاری حق استفاده همیشگی از نام تجاری را در اختیار دارد. بدین ترتیب نامهای تجاری جدای از داراییهایی نظیر مجوز بهرهبرداری، حق چاپ و غیره هستند که از مدت زمان اعتبار خاصی برخوردارند. یک نام تجاری تعهد دائمی یک فروشنده برای ارائه مجموعهای از ویژگیها، مزایا و خدمات خاصی به خریداران را الزام می کند. بهترین نامهای تجاری، حاوی تضمین کیفیت هستند. اما یک نام تجاری میتواند سمبل موارد پیچیدهتری هم باشد.
انجمن بازاریابی آمریکا نام تجاری را چنین تعریف میکند:
نام تجاری، یک نام، اصطلاح ، علامت، نشان یا طرح یا ترکیبی از این ها است که برای شناسایی کالاها یا خدمات یک فروشنده یا گروهی از فروشندگان و متمایز کردن این کالاها و یا خدمات از کالاها یا خدمات رقبا به کار می رود.
یک نام تجاری می تواند تا شش معنای مختلف زیر را در بر داشته باشد:
ویژگیها: اولین چیزی که نام تجاری در ذهن تداعی میکند ویژگیهای خاص است. بنابراین با شنیدن مثلاً نام مرسدس این ویژگیها به ذهن متبادر میشود: قیمت بالا، ساخت خوب، مهندسی عالی، دوام پذیری، حیثیت و اعتبار، قیمت دست دوم بالا، سرعت و غیره. در حالیکه ممکن است شرکت مرسدس فقط چند مورد از این ویژگی ها را در تبلیغات خود بکار برده باشد.
یکشنبه 5 اردیبهشت 1389
تعریف:
مدیریت دانش، راهبردها و فرآیندهایی هستند كه قادرند تولید و جریان دانش را به منظور ایجاد و برآورده ساختن انتظارات سازمان، مشتریان و كاربران در كل سازمان به وجود آورند. مدیریت دانش، فرایند گسترده ای است كه امر شناسایی، سازماندهی، انتقال و استفاده صحیح از اطلاعات و تجربیات داخلی سازمان را مورد توجه قرار می دهد. امروزه دانش مهم ترین دارایی سازمان ها محسوب می شود، لذا مدیریت دانش به منزله چالش كشف دانایی های فردی و تبدیل آن به یك موضوع اطلاعاتی به نحوی كه بتوان آن را در پایگاه های اطلاعاتی ذخیره كرد، با دیگران مبادله نمود و در فرایند كارهای روزمره به كار گرفت.
سه شنبه 17 فروردین 1389
معنای کلمه ژاپنی کایزن، بهبود و جستجو برای بهبود مستمر است ولی این معنا زمانی کامل می شود که مشارکت کارکنان را به همراه داشته باشد.
كایزن ( KAI + ZEN = KAIZEN )تركیبی دو كلمه ای از یك مفهوم ژاپنی است كه تعریف آن تغییر به سمت بهتر شدن یا بهبود مستمر و تدریجی است. در واقع كایزن بر این فلسفه استوار است كه برای ایجاد بهبود در سازمان ها لازم نیست به دنبال تغییرات انفجاری یا ناگهانی باشیم ، بلكه هر نوع بهبود یا اصلاح به شرط آنكه پیوسته و مداوم باشد، ارتقای بهره وری را در سازمان ها به ارمغان خواهد آورد؛ بهبود مستمر و تدریجی با بهره گیری از مشاركت كاركنان .
پروفسور دمینگ چرخه دمینگ را که یکی از ابزارهای مهم کنترل کیفیت جهت بهبود مداوم محسوب می شود را در ژاپن ارائه نمود که به PDCA هم مشهور است (plan- Do check-- Act) به معنای طراحی ، اقدام به پیاده سازی کنترل نتیجه به آنچه در طراحی پیش بینی کرده بودیم و در نهایت اقدام اصلاحی جهت رفع نواقصات و خطاها. این سیکل دوباره تکرار می شود و محصول همیشه بهبود می یابد. البته این چرخه در اصل حول یک استوانه رو به بالا حرکت می کند چرا که محصولی که یک دور این چرخه را طی کرده اینک از نظر کیفی در رتبه بالاتری قرار دارد و نواقصاتش رفع شده اند.
مفهوم کایزن:
استراتژی "کایزن" مهمترین مفهوم در مدیریت ژاپنی و رمز موفقیت رقابتی ایت کشور است. کایزن به معنای بهبود پیوسته و مداوم، توان با مشارکت همه افراد در یک شرکت یا سازمان (مدیریت ارشد، مدیران، کارگران) می باشد. کایزن وظیفه ای همگانی است. راز ادراک تفاوتهای موجود میان روشهای مدیریتی در ژاپن وغرب، کایزن است. کایزن و نظام تفکر روندگرا در ژاپن، در مقابل نوآوری و نظام تفکر نتیجه گرا، رشد جهشی غرب قرار دارد.
چهارشنبه 19 اسفند 1388
چکیده:
هدف از این مقاله تبیین مفهوم مدیریت اسلامی و بررسی برخی از مصادیق آن به خصوص در تصمیم گیری می باشد. به همین منظور در این مقاله پس از بیان تعریفی از مدیریت اسلامی و بیان تفاوتهای آن با مدیریت های غیر اسلامی؛ سعی گردیده در خصوص تئوریها و ویژگیهای مدیریت اسلامی و نقش آن در سازمان شرح داده شود. در همین راستا ابتدا جایگاه مدیریت علوی و مدیریت نبوی در مدیریت اسلامی مورد بررسی قرار گرفته و سپس موارد مورد نیاز در تصمیم گیری ها با دیدگاه مدیریت اسلامی، مدیریت علوی و مدیریت نبوی بیان گردیده است.
مقدمه :
دین اسلام زمانی دین اصلی و مهم، و دین اکثریت مردم قسمتی از جهان بود که بیش از نصف جهان متمدن در سه قاره آسیا، آفریقا و اروپا را تشکیل می داد. با گسترش زندگی ماشینی و متحول شدن کشورهای صنعتی و بعد از آن بسیاری از کشورهای جهان سوم در آسیا و آفریقا و گذشت زمان، بسیاری از اصول اعتقادی، انسانی و اخلاقی از روابط بین افراد، روابط تجاری و سازمانی فاصله گرفت و شاهد آن هستیم که شرایط ناشی از بی تفاوتی حاکم بر جهان مادی باعث بروز جنگ و خشونت در اقصی نقاط جهان گردیده.
همچنین عدم پایبندی به اصول اخلاقی هم باعث بروز تضادهای اجتماعی گردیده، از هم گسیختن بنیاد خانواده، گسترش روزافزون استفاده از مواد مخدر، استفاده ابزاری از زن در جوامع صنعتی، از دیگر آثار بی توجهی به اصول اساسی ادیان الهی می باشد.
تمام مسائلی که در بالا به آنها اشاره شد باعث بروز نگرانی اندیشمندان این جوامع گردیده و آنها را به حل این مشکلات واداشته است. یکی از مهمترین مولفه های بوجود آورنده این مشکلات دیدگاه مدیران غربی می باشد که فقط بدنبال کسب منافع بیشتر بدون در نظر گرفتن مسائل اجتماعی و اخلاقی هستند. در همین زمان با توجه به گسترش شبکه های ارتباط جمعی و آشنائی سایر ملل با دین اسلام، بویژه اصول اولیه و بنیادین این دین باعث جذب و گسترش روز افزون اسلام بعنوان یک دین جامع و در بر گیرنده همه مسائل اجتماعی در اقصی نقاط جهان گردیده است و در حال حاضر یکی از مهمترین موضوعاتی که ذهن اندیشمندان و پژوهشگران بدان معطوف گردیده مدیریت از دیدگاه اسلام میباشد.
دوشنبه 28 دی 1388
خـلاصـه
این مقاله به بحث مدیریت استراتژیك میپردازد؛ ابتدا بحث با تعریفی پیرامون مدیریت و استراتژی آغاز و فرایند مدیریت استراتژیك در پنج مرحله، تجزیه و تحلیل محیطی، پایهگذاری جهتگیری سازمانی، هدفگذاری، تعیین و تدوین استراتژیها، بسترسازی و اجرای استراتژیها و كنترل استراتژیها توضیح داده شده است.
مهارتهای بنیادین شامل مهارت تعامل، تخصیص، نظارت و سازماندهی میشود.
پژوهشهای انجام گرفته ، مزایایی را برای تفكر استراتژیك و تعهد عمیق به فرایند مدیریت استراتژیك قایل است، از جمله تفكر و تعهد استراتژیك :
1- سطوح مختلف مدیریت سازمان را در تعیین اهداف ، هدایت و راهنمایی می كند.
2- شناسایی و پاسخگویی به موج تغییرات، فرصتهای جدید و تهدیدات در حال ظهور را تسهیل می كند.
3- منطق مدیریت را در ارزیابی نیاز به سرمایه و نیروی كار تقویت می سازد.
4-كلیه تصمیم گیریهای مدیران در زمینه استراتژی را در كل سازمان هماهنگ می نماید.
5- سازمان را قادر می سازد كه موقعیت واكنشی (Reactive)خود را به وضعیت كنشی وآینده ساز (Proactive) تبدیل كند.
مزایای فوق به سازمانها توانایی آن را می بخشد كه به جای آن كه صرفاً پاسخگوی نیروهای رقابتی بوده و در مقابل شرایط متغیر حاكم بر خود واكنش نشان دهند ، خود بر آنها تأثیر گذارند.
مقدمه
از لحاظ مفهومی مدیریت استراتژیك با تحول در تئوریهای مدیریت همگامی دارد. مكاتب كلاسیك رفتاری و كمی مدیریت بر جنبههایی از سازمان و عملكرد آن تأكید میكردند كه توسط مدیریت قابل كنترل بود. مسایلی از قبیل برنامهریزی تولید، رفتار زیردستان، بهبود محیط كار، نقش گروههای غیررسمی در بازدهی كار، مدلهای كمی تصمیمگیری و غیره. لیكن هرگز فضای سیاسی جامعه ، احساس افراد و نهادهای خارج از سازمان، مسأله اصلی آنها نبود. چرا كه محیط از ثباتی نسبی برخوردار بود و چنین نیازی هم احساس نمی شد. به تدریج با رشد مستمر اقتصادی، اوضاع قابل اطمینان محیطی از میان رفت و تغییرات و حوادث شتابنده ای در جهان اتفاق افتاد. لذا تغییرات و دگرگونی های سریع و پیچیده جامعه و تأثیر آن بر رشد و توسعه شركتها موجب شد كه مدیران توجه خود را به محیط سازمان معطوف گردانند و مفاهیمی مانند سیستم، اقتصاد، برنامهریزی بلند مدت، استراتژی و فرایند مدیریت استراتژیك مورد توجه صاحبنظران مدیریت قرار گیرد. این مفاهیم و نظریات پاسخ علم مدیریت به دگرگونی و تغییرات وسیع اقتصادی واجتماعی بود.
توجه به محیط، آگاهی از تاثیر متغیرهای محیطی و ارائه چشم اندازی از فعالیت آینده برای سازمانها، لزوم آمادگی برای برخورد با تغییرات مداوم را توجیه می كند. وجود عدم قطعیت های محیطی (Uncertainities) در مسایل سازمانی به لحاظ مبهم بودن و طبیعت احتمالی رخدادهای آتی و آمادگی سازمانها جهت تغییر، برخوردی متفاوت با تغییر، نوع تصمیمات، عوامل جدید مؤثر بر تصمیمگیری و قطعیت در مورد تغییرات آینده، توجه به استفاده از مدل مدیریت استراتژیك را افزون تر می كند.
6- كنترل استراتژیها
دوشنبه 14 اردیبهشت 1388
بهرهوری در سازمان
بهرهوری که یکی از مفاهیم اقتصاد است اینگونه تعریف میشود: "مقدار کالا و یا خدمات تولید شده در مقایسه با هر واحد از انرِِِِژی و یا کار هزینه شده". به دیگر سخن بهرهوری عبارتست از بدست آوردن حداکثر سود ممکن با بهره گیری و استفاده بهینه از نیروی کار، توان، استعداد ومهارت نیروی انسانی، زمین، ماشین، پول، تجهیزات، زمان، مکان و…به منظور ارتقاء رفاه جامعه .
بر خلاف پندار برخی افراد بهره وری فقط برای صنایع نیست بلکه بهره وری سطوح مختلفی دارد و همه افراد در همه سطوح نقش دارند یعنی اینکه افراد میتوانند با تفکر، ابداعات و نوآوریهای خود عملا" در چند سطح گوناگون موثر واقع گردند، سطوح مختلف بهره وری عبارتاند از:
1- سطح فرد 2- سطح گروه کاری 3- سطح سازمانی 4- سطح رشتههای تجاری، خدماتی، صنعتی و یا کشاورزی 5- سطح بخشهای اقتصادی 6- سطح ملی و کشوری 7- سطح جهانی
چهارشنبه 22 آبان 1387
پرورش خلاقیت
رابرت هریس اعتقاد دارد: «خلاقیت یعنی 1- توانایی تصور و اختراع چیزی تازه با استفاده از روشهای مختلف (اما توانایی خلق از هیچ نیست) 2- نگرش قبول تغییرات و تازگی ها و یا انعطاف پذیر بودن در قبول تغییرات 3- فرآیندی منظم یعنی مجموعه عملیات مستمر و منظم برای بهسازی دائمی.
تونی بوزان خلاقیت را «طی کردن راهی تازه یا پیمودن یک راه طی شده به طرزی نوین میداند.
مایر اظهار میکند: خلاقیت توانایی حل مسائلی است که فرد قبلاً حل آنها را نیاموخته است.
و تعاریف بسیار دیگر که در مقالات و کتب خلاقیت از نظر صاحب نظران امده است. اما آنچه حائز اهمیت است وجود خلاقیت، همگانی بودن آن و اهمیت تخیل در تفکر خلاق می باشد. آنچنان که برخی اعتقاد دارند تخیل برای مغز ضروری است و تنها تعداد کمی از مردم هستند که خیال نمی بافند، در حالی که تخیل برای ایجاد ارتباط بین مسائلی که به نظر مجزا می رسند و همچنین برای ایده سازی حیاتی است. تلاش نمایند قدرت تخیل خود را فارغ از موضوعات معمول، آزادانه به پرواز درآورده و ایده هایی هرچه آزادتر و غیر معمول تر بسازید. لازم به ذکر است که نبوغ عالیترین مرحلهای است که استعداد آدمی می تواند بدان دست یابد اما خلاقیت مختص نوابغ نیست. امروزه سازمانها به منظور بقاء نیاز به عکس العمل سریع در برابر تغییرات دارند و اکنون عناوینی مانند خلاقیت، دانش و یادگیری است که به عوض زمین، نیروی کار و سرمایه باعث افزایش ارزش سازمان می گردد.
ذیلاً به بررسی اجمالی یکی از تقسیم بندیهای تفکر میپردازیم:
|
تفکر خلاق |
تفکر تحلیلی |
|
مولد |
نقاد |
|
واگرا |
همگرا |
|
جانبی |
عمودی |
|
به تعویق انداختن قضاوت |
قضاوت در اولین برخورد |
|
مغز راست |
مغز چپ |
|
ارتباطی |
خطی |
|
چه استفادههای دیگری دارد |
چه اشکالاتی دارد |
|
هر چیز عملی است |
نه این عملی نیست |
غالباً طبع قضاوت و طبع خلاقیت با یکدیگر در جدال هستند، مگر انکه به نحو صحیحی هماهنگ گردند که هر یک در جایگاه خود به کار روند. زمانی که نیاز به خلق ایده های جدید دارید باید دستگاه قضاوت را خاموش نموده و با تمام قدرت از تفکر خلاق استفاده نمود و زمانی که نیاز به انتخاب یکی از ایدهها یا راه حلهای ابداع شده دارید حتماً تفکر تحلیلی را بکار ببندید.
عوامل موثر بر خلاقیت
سن و خلاقیت
دانشمندان اعتقاد دارند که: «خلاقیت سن نمیشناسد»
« ژرژ لاتون» روانشناس آمریکایی اعتقاد دارد که قدرت تفکر ما تا سن 60 سالگی به رشد خود ادامه میدهد و از آن پس استعداد خلاقیت ما چنان کُند تحلیل میرود که در 80 سالگی میتواند تقریباً به خوبی 30 سالگی باشد. با وجودی که افراد مسن گرایش به از دست دادن سایر قوای خود مانند حافظه دارند ولی خلاقیت سن نمیشناسد. مثالهای بارز آن جرج برنارد شاو، مارک تواین، گراهام بل و ...
تحصیلات و خلاقیت
در زمینه خلاقیت تفاوت اندکی بین افراد دانشگاه دیده و ندیده وجود دارد. تحصیلات عامل اساسی برای خلاقیت نیست، اما داشتن آگاهی برای خلاقیت الزامی است. زیرا خلاقیت ایجاد ایده از هیچ میباشد. با افزایش سن و یا تحصیلات قدرت قضاوت افزایش مییابد اما اگر خلاقیت پرورش داده نشود رو به زوال میرود. به طور کلی زندگی روزمره ما، تحصیلات ابتدایی، متوسطه، دانشگاهی، محل کار و ... همه ما را به سمت تفکر قضاوت کننده و غیر خلاق پیش میبرد مگر اینکه خودمان تعادلی بین تفکر خلاق و داورانه ایجاد کنیم.
در سالهای قبل از دبستان؛ با فشارهای فرهنگی، کوتاه کردن مدت زمان بازی و تخیل کودکان، وادار کردن او به تفکر و عمل واقع بینانه، از آفرینشگری جلوگیری میشود.
در دوره ابتدایی؛ تصمیم آموزگار به ابقای نظم و پاسخگویی به همان شیوه که معلم میگوید و... و تاکید بیش از اندازه بر نقش دختر و پسر.
در دوره دبیرستان؛ از نوجوانان خواسته میشود کارش را دقیق و به موقع تحویل دهد نه اینکه ابتکاری عمل نماید. هنرمند یا موسیقیدان شدن= سرزنش و شماتت مردم در دانشگاه موانع اصلی تاکید بیش از حد بر کسب دانش موجود به جای استفاده مبتکرانه از آن، وجود برنامههای منظم و از پیش تعیین شده به جای تشویق به اکتشاف دانش برای خود، طرفداری کورکورانه از نظام نمرهای به عنوان مشوقی برای خاطر جمعی و مصونیت از خطر، تاکید بیش از اندازه بر کتابهای درسی، استفاده از روش بیانی و سرانجام بیگانگی اساتید و دانشجویان با هم.
بهره هوشی و خلاقیت
در سال 1904 دو روانشناس فرانسوی به نامهای آلبرت بینه و تئودور سیمون به دنبال روشی بودند که بتوانند کودکانی را که نمیتوانند به خوبی تکالیف مدرسه را انجام دهند شناسایی نمایند و به آنها کمک کنند تاتحت آموزش بهتری قرار بگیرند. همچنین با اختلافات طبقاتی و فرهنگی فرانسهِ اواخر قرن 19 مقابله نمایند. آزمایشی که بینه طراحی کرد بیشتر به تواناییهای تحصیلی، ریاضی و کلامی مربوط میشد و سایر مهارتها را نادیده میگرفت. بر طبق نظریه بینه، ضریب هوشی هر فرد تا آخر عمر ثابت می ماند و تغییری نمی کند، در صورتی که تحقیقات دانشمندان نشان میدهد فقط48 درصد آن ارثی و 52 درصد اکتسابی میباشد. بینه و سیمون نمرهای تعییت کردند که بیانگر سن عقلی دانش آموز بود. در سال 1916 ترمان در آمریکا تست بینه را اصلاح نمود و از تقسیم سن عقلی بر سن تقویمی عددی را بدست آورد که بیانگر ضریب هوشی آنان بود. برای بزرگسالان نیز دانشمندانِ وقت، تستهای مختلفی را طراحی نمودند تا ببینند در هر سنی به طور متوسط افراد به چه مقدار از سوالات میتوانند پاسخ دهند. بعد از بررسیهای آماری تستها را بر اساس سن افراد «استاندارد» نمودند.
در حقیقت همبستگی بین هوش و خلاقیت زیاد است اما مطلق نیست. کودکان دارای بهره هوشی کم یا متوسط دارای خلاقیت کم یا متوسط هستند، اما عکس این موضوع صادق نیست. ضمن آنکه خلاقیت افراد را نمیتوان با آزمونهای هوش سنجید. زیرا تفکر قضاوت کننده با آزمونهای هوش سنجیده میشود و برای سنجش خلاقیت باید از آزمونهای خاص استفاده نمود. در آزمون هوش همیشه به دنبال یک پاسخ صحیح میگردید که از قبل تعیین شده است اما در آزمونهای خلاقیت یک پاسخ، مفهومی ندارد.
جنس و خلاقیت
درست است که زنان از قدرتِ جسمی ضعیفتری برخوردارند اما طبق مطالعات انجام شده استعداد خلاقیت و قدرت تصور آنها کمی بیش از مردان است. بیشتر بودن تعداد خلاقیتهای ثبت شده برای مردان به این دلیل است که زنان فقط چند دهه است که فرصت ابراز وجود پیدا کردهاند.
در تحقیقات جدید نشان داده شده است که مخچه زنان 10 درصد بیشتر آکسون دارد و سرعت انتقال در زنان 10 درصد بیشتر از آقایان است.
استرانبرگ در کتاب خود تحت عنوان« سبکهای تفکر» مینویسد: « ما عادت کردهایم که جنس مذکر را به عنوان افرادی ماجراجو، متحور، فردگرا، متکبر و پرخاشگر معرفی کنیم. این کلیشهها بیشتر برداشتها را نشان میدهد تا واقعیتها را و آنها ممکن است اساس واقعی داشته باشند یا نداشته باشند. من معتقدم صفات نشانگر تفاوت در سبکهایی است که ما آنرا در مردها بیشتر از زنان تقویت میکنیم. به طور خاص مردها بیشتر برای سبک تفکر قانونگذار، درونگرا و آزادی خواه تشویق میشوند و زنها برای سبکهای تفکر اجرایی و قضاوتی، بروننگر و محافظه کارانه مورد تشویق قرار میگیرند و بدین ترتیب زنان و مردان از نظر اجتماعی ( احتمالاً از بدو تولد) به شیوههای متفاوتی تربیت میشوند. در برخی از سازمانها زنانی که شایستگی بالایی داشته باشند برای ارتقاء مرتبه نادیده گرفته میشوند. به طور معمول زنان از عامل ریسک که بیشتر از آن برحذر میشوند امتیاز کمتری را کسب مینمایند و در حقیقت مردان قانون را وضع میکنند و زنان آنرا رعایت میکنند.»
وراثت و خلاقیت
ابداع در نوع بشر به اندازه حافظه عمومیت دارد و میتوان آنرا پرورش داد. علم وراثت هنوز پاسخ صریحی درباره امکان ارثی بودن خلاقیت ارائه نکرده است. گرچه گفته میشود که ژن خلاقیت از مادر به فرزند به ارث میرسد. البته در این که ژنها در میزان هوش نقش اساسی برعهده دارند جای شک نیست اما در مورد خلاقیت توسل به عوامل ارثی و ژنتیک به عنوان تنها عامل، اغلب یک بهانه است تا یک واقعیت عینی.
کوشش و انگیزه و خلاقیت
هیچ کدام از عوامل ذکر شده به اندازه نیروی محرک و تلاش برای به کارگیری توان ذهنی خلاقیت بر خلاقیت تاثیر ندارد. چنانچه ادیسون اعتقاد دارد: «وجود نابغه 1درصد الهام و 99درصد عرق ریختن و تلاش کردن است.» نکته مهم این است که قدرت و تصور خلاقیت با تمرین رشد مییابد و برخلاف انواع دیگر تصور (مانند رویا، خواب، ترس، نگرانی و ...) به صورت خودکار عمل نمیکند، حتی وقتی بدون کوشش در حال کار است بدان علت میباشد که ما آنرا مجبور کردهایم. « آمابیل» اعتقاد دارد انعطاف پذیری ذهنی و تجربه مرتبط بدون انگیزه منجر به خلاقیت نمیشود و انگیزه باعث پافشاری در کار میگردد.
سایر عوامل موثر بر خلاقیت عبارتند از: خانواده، شرایط محیطی ( محیط تحصیل، محیط کار، محیط زندگی) حافظه و ...
موانع خلاقیت
همانطور که قبلاً اشاره شد، خلاقیت امری همگانی بوده و با بکارگیری مستمر پرورش مییابد و اگر از آن استفاده نشود، تفکر تحلیلی باعث زوال آن خواهد شد. به طور کلی هر فرد باید موانعی را که در برابر رشد خلاقیت هایش وجود دارد اعم از درونی و بیرونی شناسایی و در جهت رفع آن تلاش نماید. آنچه مسلم است بیشتر موانع از طرف خود ما بر ما تحمیل میشود! شاید کنترل ما بر موانع خارجی (مانند موانع تاریخی، اجتماعی و فیزیولوژیکی) کمی سخت به نظر برسد، اما قطعاً میتوان آن دسته از موانع را که وجود خارجی نداشته و اکثراً توسط خود افراد ایجاد میشود را شناسایی و از بین برد. در زیر به برخی از موانع درونی شایع اشاره شده و سپس نحوه مقابله با آنها و راههای پرورش خلاقیت مطرح خواهد شد.
1- عادات قبلی- پیش فرضهای نادرست ( قالبهای ذهنی)
« چنین گفتهاند راویان اخبار و طوطیان شکرشکن شیرین گفتار که در سالیان بسیار دور مهمانخانهای در نزدیکی شهر آتن در یونان وجود داشت که در نوع خود منحصر به فرد بود. در این مهمانخانه تختخوابهای یک شکل و یک اندازه وجود داشت، اگر مهمانان بلندتر از تخت بودند پاهای آنها را میبریدند و اگر کوتاهتر بود انها را آنقدر میکشیدند تا اندازه تخت شوند!؟!؟!؟» این داستان نمونهای از قالبهای ذهنی یا پیش فرضهای نادرست افراد میباشد که به عنوان یکی از بزرگترین موانع خلاقیت مطرح میباشد. یعنی به عبارتی تفکر تحلیلی با استفاده از تجربیات یا تحلیلهای گذشته تصمیم خود را گرفته و محلی برای پرواز فکر و ایجاد ایدههای خلاق باقی نگذاشته است. به طور مثال پیش فرضِ عدهای این است که تلویزیون برای دادن اطلاعات است نه ارتباط دو طرفه، در نتیجه هیچ وقت براای استفاده از تلویزیون برای ارتباط دو طرفه تلاش نمیکنند. اینکه ما هر چقدر رشد میکنیم خلاقیتمان کاهش مییابد به این دلیل است که قربانی عادات شده به یک شیوه کاری دل میبندیم و از آن درهمه حال حتی در جایی که مناسبت نیز ندارد استفاده مینماییم. به عبارتی میخواهیم همه چیز را در قالب از پیش تعیین شده قرار داده و حل نماییم. این نوع مانع را به اسامی مختلف شناسایی نمودهاند مانند سرسختی، لجاجت در طرز کار، جمود در حل مسائل و ...
شنبه 18 آبان 1387
دانشگاه ها:
این گرایش از قدیمی ترین گرایش های مدیریت است که کار خود را در سال 1333 هجری شمسی به موجب عقد قرارداد بین دانشگاه تهران و دانشگاه کالیفرنیای جنوبی به منظور تربیت مدیران برای اداره سازمانهای دولتی و خصوصی ،در دانشکده حقوق دانشگاه تهران با همکاری گروهی از اساتید آمریکایی آغاز کرد، سپس این رشته در مقاطع و گرایش های مختلف و در دانشگاههای گوناگون کشور گسترش یافته و همینک در غالب دانشگاههای دولتی، آزاد و پیام نور ارائه می گردد.
گرایشهای مختلف:
این رشته دارای گرایشهای مختلفی می باشد که در مقاطع مختلف تدریس می گردد، این گرایشها عبارتند از :
o بازاریابی
o سیاستگذاری (استراتژیک)
o بازاریابی بین الملل
o تحول سازمانی
o مالی
واحدهای درسی در دانشگاه:
جمع تعداد واحدهای درسی این رشته 32 واحد بوده و 4 واحد از آن مربوط به پایان نامه می باشد. تمامی درسهای این گرایش دو واحدی بوده و دانشجو باید 14 درس دانشگاهی را بگذراند. از مجموع درسهای این رشته 4 واحد درس مدیریت پیشرفته، 4 واحد تحلیل آماری و تحقیق در عملیات و مابقی آن دروس اختصاصی این رشته در زمینه آشنایی با تجارت و کسب و کار، مباحث استراتژیک سازمانی و مدیریت بازار می باشند.
آینده شغلی:
فارغ التحصیلان این رشته با تسلط به مباحث مربوط به بازار، مباحث تدوین استراتژی های سازمانی، شناخت مشتریان و نحوه ارتباط با آنها، شناخت فرایندهای فروش، بازاریابی و خدمات به مشتریان زمینه لازم جهت استخدام در واحدهای بازرگانی سازمانها را داشته و نسبت به سایر گرایش های مدیریت با توجه به نبود رشته ای جایگزین از بازار کار مناسبی برخوردارند. ضمن اینکه دانشجویان این رشته با توجه به شناخت کافی از کسب و کار و نحوه ایجاد تجارت موفق شانس زیادی برای موفقیت در حیطه کار آفرینی و تشکیل کسب و کارجدید دارند.
دوستانی که مایل به همکاری می باشند، می توانند مطالب و مقالات مربوط به رشته مدیریت را به آدرس زیر ارسال نمایند.
hassanmodir@gmail.com