فردا، روز مدیران برتر است.
چهارشنبه 22 آبان 1387
پرورش خلاقیت
رابرت هریس اعتقاد دارد: «خلاقیت یعنی 1- توانایی تصور و اختراع چیزی تازه با استفاده از روشهای مختلف (اما توانایی خلق از هیچ نیست) 2- نگرش قبول تغییرات و تازگی ها و یا انعطاف پذیر بودن در قبول تغییرات 3- فرآیندی منظم یعنی مجموعه عملیات مستمر و منظم برای بهسازی دائمی.
تونی بوزان خلاقیت را «طی کردن راهی تازه یا پیمودن یک راه طی شده به طرزی نوین میداند.
مایر اظهار میکند: خلاقیت توانایی حل مسائلی است که فرد قبلاً حل آنها را نیاموخته است.
و تعاریف بسیار دیگر که در مقالات و کتب خلاقیت از نظر صاحب نظران امده است. اما آنچه حائز اهمیت است وجود خلاقیت، همگانی بودن آن و اهمیت تخیل در تفکر خلاق می باشد. آنچنان که برخی اعتقاد دارند تخیل برای مغز ضروری است و تنها تعداد کمی از مردم هستند که خیال نمی بافند، در حالی که تخیل برای ایجاد ارتباط بین مسائلی که به نظر مجزا می رسند و همچنین برای ایده سازی حیاتی است. تلاش نمایند قدرت تخیل خود را فارغ از موضوعات معمول، آزادانه به پرواز درآورده و ایده هایی هرچه آزادتر و غیر معمول تر بسازید. لازم به ذکر است که نبوغ عالیترین مرحلهای است که استعداد آدمی می تواند بدان دست یابد اما خلاقیت مختص نوابغ نیست. امروزه سازمانها به منظور بقاء نیاز به عکس العمل سریع در برابر تغییرات دارند و اکنون عناوینی مانند خلاقیت، دانش و یادگیری است که به عوض زمین، نیروی کار و سرمایه باعث افزایش ارزش سازمان می گردد.
ذیلاً به بررسی اجمالی یکی از تقسیم بندیهای تفکر میپردازیم:
|
تفکر خلاق |
تفکر تحلیلی |
|
مولد |
نقاد |
|
واگرا |
همگرا |
|
جانبی |
عمودی |
|
به تعویق انداختن قضاوت |
قضاوت در اولین برخورد |
|
مغز راست |
مغز چپ |
|
ارتباطی |
خطی |
|
چه استفادههای دیگری دارد |
چه اشکالاتی دارد |
|
هر چیز عملی است |
نه این عملی نیست |
غالباً طبع قضاوت و طبع خلاقیت با یکدیگر در جدال هستند، مگر انکه به نحو صحیحی هماهنگ گردند که هر یک در جایگاه خود به کار روند. زمانی که نیاز به خلق ایده های جدید دارید باید دستگاه قضاوت را خاموش نموده و با تمام قدرت از تفکر خلاق استفاده نمود و زمانی که نیاز به انتخاب یکی از ایدهها یا راه حلهای ابداع شده دارید حتماً تفکر تحلیلی را بکار ببندید.
عوامل موثر بر خلاقیت
سن و خلاقیت
دانشمندان اعتقاد دارند که: «خلاقیت سن نمیشناسد»
« ژرژ لاتون» روانشناس آمریکایی اعتقاد دارد که قدرت تفکر ما تا سن 60 سالگی به رشد خود ادامه میدهد و از آن پس استعداد خلاقیت ما چنان کُند تحلیل میرود که در 80 سالگی میتواند تقریباً به خوبی 30 سالگی باشد. با وجودی که افراد مسن گرایش به از دست دادن سایر قوای خود مانند حافظه دارند ولی خلاقیت سن نمیشناسد. مثالهای بارز آن جرج برنارد شاو، مارک تواین، گراهام بل و ...
تحصیلات و خلاقیت
در زمینه خلاقیت تفاوت اندکی بین افراد دانشگاه دیده و ندیده وجود دارد. تحصیلات عامل اساسی برای خلاقیت نیست، اما داشتن آگاهی برای خلاقیت الزامی است. زیرا خلاقیت ایجاد ایده از هیچ میباشد. با افزایش سن و یا تحصیلات قدرت قضاوت افزایش مییابد اما اگر خلاقیت پرورش داده نشود رو به زوال میرود. به طور کلی زندگی روزمره ما، تحصیلات ابتدایی، متوسطه، دانشگاهی، محل کار و ... همه ما را به سمت تفکر قضاوت کننده و غیر خلاق پیش میبرد مگر اینکه خودمان تعادلی بین تفکر خلاق و داورانه ایجاد کنیم.
در سالهای قبل از دبستان؛ با فشارهای فرهنگی، کوتاه کردن مدت زمان بازی و تخیل کودکان، وادار کردن او به تفکر و عمل واقع بینانه، از آفرینشگری جلوگیری میشود.
در دوره ابتدایی؛ تصمیم آموزگار به ابقای نظم و پاسخگویی به همان شیوه که معلم میگوید و... و تاکید بیش از اندازه بر نقش دختر و پسر.
در دوره دبیرستان؛ از نوجوانان خواسته میشود کارش را دقیق و به موقع تحویل دهد نه اینکه ابتکاری عمل نماید. هنرمند یا موسیقیدان شدن= سرزنش و شماتت مردم در دانشگاه موانع اصلی تاکید بیش از حد بر کسب دانش موجود به جای استفاده مبتکرانه از آن، وجود برنامههای منظم و از پیش تعیین شده به جای تشویق به اکتشاف دانش برای خود، طرفداری کورکورانه از نظام نمرهای به عنوان مشوقی برای خاطر جمعی و مصونیت از خطر، تاکید بیش از اندازه بر کتابهای درسی، استفاده از روش بیانی و سرانجام بیگانگی اساتید و دانشجویان با هم.
بهره هوشی و خلاقیت
در سال 1904 دو روانشناس فرانسوی به نامهای آلبرت بینه و تئودور سیمون به دنبال روشی بودند که بتوانند کودکانی را که نمیتوانند به خوبی تکالیف مدرسه را انجام دهند شناسایی نمایند و به آنها کمک کنند تاتحت آموزش بهتری قرار بگیرند. همچنین با اختلافات طبقاتی و فرهنگی فرانسهِ اواخر قرن 19 مقابله نمایند. آزمایشی که بینه طراحی کرد بیشتر به تواناییهای تحصیلی، ریاضی و کلامی مربوط میشد و سایر مهارتها را نادیده میگرفت. بر طبق نظریه بینه، ضریب هوشی هر فرد تا آخر عمر ثابت می ماند و تغییری نمی کند، در صورتی که تحقیقات دانشمندان نشان میدهد فقط48 درصد آن ارثی و 52 درصد اکتسابی میباشد. بینه و سیمون نمرهای تعییت کردند که بیانگر سن عقلی دانش آموز بود. در سال 1916 ترمان در آمریکا تست بینه را اصلاح نمود و از تقسیم سن عقلی بر سن تقویمی عددی را بدست آورد که بیانگر ضریب هوشی آنان بود. برای بزرگسالان نیز دانشمندانِ وقت، تستهای مختلفی را طراحی نمودند تا ببینند در هر سنی به طور متوسط افراد به چه مقدار از سوالات میتوانند پاسخ دهند. بعد از بررسیهای آماری تستها را بر اساس سن افراد «استاندارد» نمودند.
در حقیقت همبستگی بین هوش و خلاقیت زیاد است اما مطلق نیست. کودکان دارای بهره هوشی کم یا متوسط دارای خلاقیت کم یا متوسط هستند، اما عکس این موضوع صادق نیست. ضمن آنکه خلاقیت افراد را نمیتوان با آزمونهای هوش سنجید. زیرا تفکر قضاوت کننده با آزمونهای هوش سنجیده میشود و برای سنجش خلاقیت باید از آزمونهای خاص استفاده نمود. در آزمون هوش همیشه به دنبال یک پاسخ صحیح میگردید که از قبل تعیین شده است اما در آزمونهای خلاقیت یک پاسخ، مفهومی ندارد.
جنس و خلاقیت
درست است که زنان از قدرتِ جسمی ضعیفتری برخوردارند اما طبق مطالعات انجام شده استعداد خلاقیت و قدرت تصور آنها کمی بیش از مردان است. بیشتر بودن تعداد خلاقیتهای ثبت شده برای مردان به این دلیل است که زنان فقط چند دهه است که فرصت ابراز وجود پیدا کردهاند.
در تحقیقات جدید نشان داده شده است که مخچه زنان 10 درصد بیشتر آکسون دارد و سرعت انتقال در زنان 10 درصد بیشتر از آقایان است.
استرانبرگ در کتاب خود تحت عنوان« سبکهای تفکر» مینویسد: « ما عادت کردهایم که جنس مذکر را به عنوان افرادی ماجراجو، متحور، فردگرا، متکبر و پرخاشگر معرفی کنیم. این کلیشهها بیشتر برداشتها را نشان میدهد تا واقعیتها را و آنها ممکن است اساس واقعی داشته باشند یا نداشته باشند. من معتقدم صفات نشانگر تفاوت در سبکهایی است که ما آنرا در مردها بیشتر از زنان تقویت میکنیم. به طور خاص مردها بیشتر برای سبک تفکر قانونگذار، درونگرا و آزادی خواه تشویق میشوند و زنها برای سبکهای تفکر اجرایی و قضاوتی، بروننگر و محافظه کارانه مورد تشویق قرار میگیرند و بدین ترتیب زنان و مردان از نظر اجتماعی ( احتمالاً از بدو تولد) به شیوههای متفاوتی تربیت میشوند. در برخی از سازمانها زنانی که شایستگی بالایی داشته باشند برای ارتقاء مرتبه نادیده گرفته میشوند. به طور معمول زنان از عامل ریسک که بیشتر از آن برحذر میشوند امتیاز کمتری را کسب مینمایند و در حقیقت مردان قانون را وضع میکنند و زنان آنرا رعایت میکنند.»
وراثت و خلاقیت
ابداع در نوع بشر به اندازه حافظه عمومیت دارد و میتوان آنرا پرورش داد. علم وراثت هنوز پاسخ صریحی درباره امکان ارثی بودن خلاقیت ارائه نکرده است. گرچه گفته میشود که ژن خلاقیت از مادر به فرزند به ارث میرسد. البته در این که ژنها در میزان هوش نقش اساسی برعهده دارند جای شک نیست اما در مورد خلاقیت توسل به عوامل ارثی و ژنتیک به عنوان تنها عامل، اغلب یک بهانه است تا یک واقعیت عینی.
کوشش و انگیزه و خلاقیت
هیچ کدام از عوامل ذکر شده به اندازه نیروی محرک و تلاش برای به کارگیری توان ذهنی خلاقیت بر خلاقیت تاثیر ندارد. چنانچه ادیسون اعتقاد دارد: «وجود نابغه 1درصد الهام و 99درصد عرق ریختن و تلاش کردن است.» نکته مهم این است که قدرت و تصور خلاقیت با تمرین رشد مییابد و برخلاف انواع دیگر تصور (مانند رویا، خواب، ترس، نگرانی و ...) به صورت خودکار عمل نمیکند، حتی وقتی بدون کوشش در حال کار است بدان علت میباشد که ما آنرا مجبور کردهایم. « آمابیل» اعتقاد دارد انعطاف پذیری ذهنی و تجربه مرتبط بدون انگیزه منجر به خلاقیت نمیشود و انگیزه باعث پافشاری در کار میگردد.
سایر عوامل موثر بر خلاقیت عبارتند از: خانواده، شرایط محیطی ( محیط تحصیل، محیط کار، محیط زندگی) حافظه و ...
موانع خلاقیت
همانطور که قبلاً اشاره شد، خلاقیت امری همگانی بوده و با بکارگیری مستمر پرورش مییابد و اگر از آن استفاده نشود، تفکر تحلیلی باعث زوال آن خواهد شد. به طور کلی هر فرد باید موانعی را که در برابر رشد خلاقیت هایش وجود دارد اعم از درونی و بیرونی شناسایی و در جهت رفع آن تلاش نماید. آنچه مسلم است بیشتر موانع از طرف خود ما بر ما تحمیل میشود! شاید کنترل ما بر موانع خارجی (مانند موانع تاریخی، اجتماعی و فیزیولوژیکی) کمی سخت به نظر برسد، اما قطعاً میتوان آن دسته از موانع را که وجود خارجی نداشته و اکثراً توسط خود افراد ایجاد میشود را شناسایی و از بین برد. در زیر به برخی از موانع درونی شایع اشاره شده و سپس نحوه مقابله با آنها و راههای پرورش خلاقیت مطرح خواهد شد.
1- عادات قبلی- پیش فرضهای نادرست ( قالبهای ذهنی)
« چنین گفتهاند راویان اخبار و طوطیان شکرشکن شیرین گفتار که در سالیان بسیار دور مهمانخانهای در نزدیکی شهر آتن در یونان وجود داشت که در نوع خود منحصر به فرد بود. در این مهمانخانه تختخوابهای یک شکل و یک اندازه وجود داشت، اگر مهمانان بلندتر از تخت بودند پاهای آنها را میبریدند و اگر کوتاهتر بود انها را آنقدر میکشیدند تا اندازه تخت شوند!؟!؟!؟» این داستان نمونهای از قالبهای ذهنی یا پیش فرضهای نادرست افراد میباشد که به عنوان یکی از بزرگترین موانع خلاقیت مطرح میباشد. یعنی به عبارتی تفکر تحلیلی با استفاده از تجربیات یا تحلیلهای گذشته تصمیم خود را گرفته و محلی برای پرواز فکر و ایجاد ایدههای خلاق باقی نگذاشته است. به طور مثال پیش فرضِ عدهای این است که تلویزیون برای دادن اطلاعات است نه ارتباط دو طرفه، در نتیجه هیچ وقت براای استفاده از تلویزیون برای ارتباط دو طرفه تلاش نمیکنند. اینکه ما هر چقدر رشد میکنیم خلاقیتمان کاهش مییابد به این دلیل است که قربانی عادات شده به یک شیوه کاری دل میبندیم و از آن درهمه حال حتی در جایی که مناسبت نیز ندارد استفاده مینماییم. به عبارتی میخواهیم همه چیز را در قالب از پیش تعیین شده قرار داده و حل نماییم. این نوع مانع را به اسامی مختلف شناسایی نمودهاند مانند سرسختی، لجاجت در طرز کار، جمود در حل مسائل و ...
شنبه 18 آبان 1387
دانشگاه ها:
این گرایش از قدیمی ترین گرایش های مدیریت است که کار خود را در سال 1333 هجری شمسی به موجب عقد قرارداد بین دانشگاه تهران و دانشگاه کالیفرنیای جنوبی به منظور تربیت مدیران برای اداره سازمانهای دولتی و خصوصی ،در دانشکده حقوق دانشگاه تهران با همکاری گروهی از اساتید آمریکایی آغاز کرد، سپس این رشته در مقاطع و گرایش های مختلف و در دانشگاههای گوناگون کشور گسترش یافته و همینک در غالب دانشگاههای دولتی، آزاد و پیام نور ارائه می گردد.
گرایشهای مختلف:
این رشته دارای گرایشهای مختلفی می باشد که در مقاطع مختلف تدریس می گردد، این گرایشها عبارتند از :
o بازاریابی
o سیاستگذاری (استراتژیک)
o بازاریابی بین الملل
o تحول سازمانی
o مالی
واحدهای درسی در دانشگاه:
جمع تعداد واحدهای درسی این رشته 32 واحد بوده و 4 واحد از آن مربوط به پایان نامه می باشد. تمامی درسهای این گرایش دو واحدی بوده و دانشجو باید 14 درس دانشگاهی را بگذراند. از مجموع درسهای این رشته 4 واحد درس مدیریت پیشرفته، 4 واحد تحلیل آماری و تحقیق در عملیات و مابقی آن دروس اختصاصی این رشته در زمینه آشنایی با تجارت و کسب و کار، مباحث استراتژیک سازمانی و مدیریت بازار می باشند.
آینده شغلی:
فارغ التحصیلان این رشته با تسلط به مباحث مربوط به بازار، مباحث تدوین استراتژی های سازمانی، شناخت مشتریان و نحوه ارتباط با آنها، شناخت فرایندهای فروش، بازاریابی و خدمات به مشتریان زمینه لازم جهت استخدام در واحدهای بازرگانی سازمانها را داشته و نسبت به سایر گرایش های مدیریت با توجه به نبود رشته ای جایگزین از بازار کار مناسبی برخوردارند. ضمن اینکه دانشجویان این رشته با توجه به شناخت کافی از کسب و کار و نحوه ایجاد تجارت موفق شانس زیادی برای موفقیت در حیطه کار آفرینی و تشکیل کسب و کارجدید دارند.
دوستانی که مایل به همکاری می باشند، می توانند مطالب و مقالات مربوط به رشته مدیریت را به آدرس زیر ارسال نمایند.
hassanmodir@gmail.com