"وبلاگی برای مدیران"

فردا، روز مدیران برتر است.

پرورش خلاقیت

پرورش خلاقیت

 

رابرت هریس اعتقاد دارد: «خلاقیت یعنی 1- توانایی تصور و اختراع چیزی تازه با استفاده از روش­های مختلف (اما توانایی خلق از هیچ نیست) 2- نگرش قبول تغییرات و تازگی ها و یا انعطاف پذیر بودن در قبول تغییرات 3- فرآیندی منظم یعنی مجموعه عملیات مستمر و منظم برای بهسازی دائمی.

تونی بوزان خلاقیت را «طی کردن راهی تازه یا پیمودن یک راه طی شده به طرزی نوین می­داند.

مایر اظهار می­­کند: خلاقیت توانایی  حل مسائلی است که فرد قبلاً حل آنها را نیاموخته است.

و تعاریف بسیار دیگر که در مقالات و کتب خلاقیت از نظر صاحب نظران امده است. اما آنچه حائز اهمیت است وجود خلاقیت، همگانی بودن آن و اهمیت تخیل در تفکر خلاق می باشد. آنچنان که برخی اعتقاد دارند تخیل برای مغز ضروری است و تنها تعداد کمی از مردم هستند که خیال نمی بافند، در حالی که تخیل برای ایجاد ارتباط بین مسائلی که به نظر مجزا می رسند و همچنین برای ایده سازی حیاتی است. تلاش نمایند قدرت تخیل خود را فارغ از موضوعات معمول، آزادانه به پرواز درآورده و ایده هایی هرچه آزادتر و غیر معمول تر بسازید. لازم به ذکر است که نبوغ عالیترین مرحله­ای است که استعداد آدمی می تواند بدان دست یابد اما خلاقیت مختص نوابغ نیست. امروزه سازمانها به منظور بقاء نیاز به عکس العمل سریع در برابر تغییرات دارند و اکنون عناوینی مانند خلاقیت، دانش و یادگیری است که به عوض زمین، نیروی کار و سرمایه باعث افزایش ارزش سازمان می گردد.

ذیلاً به بررسی اجمالی یکی از تقسیم بندی­های تفکر می­پردازیم:

تفکر خلاق

تفکر تحلیلی

مولد

نقاد

واگرا

همگرا

جانبی

عمودی

به تعویق انداختن قضاوت

قضاوت در اولین برخورد

مغز راست

مغز چپ

ارتباطی

خطی

چه استفاده­های دیگری دارد

چه اشکالاتی دارد

هر چیز عملی است

نه این عملی نیست

 

 غالباً طبع قضاوت و طبع خلاقیت با یکدیگر در جدال هستند، مگر انکه به نحو صحیحی هماهنگ گردند که هر یک در جایگاه خود به کار روند. زمانی که نیاز به خلق ایده های جدید دارید باید دستگاه قضاوت را خاموش نموده و با تمام قدرت از تفکر خلاق استفاده نمود و زمانی که نیاز به انتخاب یکی از ایده­ها یا راه حلهای ابداع شده دارید حتماً تفکر تحلیلی را بکار ببندید.

عوامل موثر بر خلاقیت

سن و خلاقیت

دانشمندان اعتقاد دارند که: «خلاقیت سن نمی­شناسد»

« ژرژ لاتون» روانشناس آمریکایی اعتقاد دارد که قدرت تفکر ما تا سن 60 سالگی به رشد خود ادامه می­دهد و از آن پس استعداد خلاقیت ما چنان کُند تحلیل می­رود که در 80 سالگی می­تواند تقریباً به خوبی 30 سالگی باشد. با وجودی که افراد مسن گرایش به از دست دادن سایر قوای خود مانند حافظه دارند ولی خلاقیت سن نمی­شناسد. مثالهای بارز آن جرج برنارد شاو، مارک تواین، گراهام بل و ...

تحصیلات و خلاقیت

در زمینه خلاقیت تفاوت اندکی بین افراد دانشگاه دیده و ندیده وجود دارد. تحصیلات عامل اساسی برای خلاقیت نیست، اما داشتن آگاهی برای خلاقیت الزامی است. زیرا خلاقیت ایجاد ایده از هیچ می­باشد. با افزایش سن و یا تحصیلات قدرت قضاوت افزایش می­یابد اما اگر خلاقیت پرورش داده نشود رو به زوال می­رود. به طور کلی زندگی روزمره ما­، تحصیلات ابتدایی، متوسطه، دانشگاهی، محل کار و ... همه ما را به سمت تفکر قضاوت کننده و غیر خلاق پیش می­برد مگر اینکه خودمان تعادلی بین تفکر خلاق و داورانه ایجاد کنیم.

در سالهای قبل از دبستان؛ با فشارهای فرهنگی، کوتاه کردن مدت زمان بازی و تخیل کودکان، وادار کردن او به تفکر و عمل واقع بینانه، از آفرینشگری جلوگیری می­شود.

در دوره ابتدایی؛ تصمیم آموزگار به ابقای نظم و پاسخگویی به همان شیوه که معلم می­گوید و... و تاکید بیش از اندازه بر نقش دختر و پسر.

در دوره دبیرستان؛ از نوجوانان خواسته می­شود کارش را دقیق و به موقع تحویل دهد نه اینکه ابتکاری عمل نماید. هنرمند یا موسیقی­دان شدن= سرزنش و شماتت مردم در دانشگاه موانع اصلی تاکید بیش از حد بر کسب دانش موجود به جای استفاده مبتکرانه از آن، وجود برنامه­های منظم و از پیش تعیین شده به جای تشویق به اکتشاف دانش برای خود، طرفداری کورکورانه از نظام نمره­ای به عنوان مشوقی برای خاطر جمعی و مصونیت از خطر، تاکید بیش از اندازه بر کتابهای درسی، استفاده از روش بیانی و سرانجام بیگانگی اساتید و دانشجویان با هم.

بهره هوشی و خلاقیت

در سال 1904 دو روانشناس فرانسوی به نامهای آلبرت بینه و تئودور سیمون به دنبال روشی بودند که بتوانند کودکانی را که نمی­توانند به خوبی تکالیف مدرسه را انجام دهند شناسایی نمایند و به آنها کمک کنند تاتحت آموزش بهتری قرار بگیرند. همچنین با اختلافات طبقاتی و فرهنگی فرانسهِ اواخر قرن 19 مقابله نمایند. آزمایشی که بینه طراحی کرد بیشتر به توانایی­های تحصیلی، ریاضی و کلامی مربوط می­شد و سایر مهارتها را نادیده می­گرفت. بر طبق نظریه بینه­، ضریب هوشی هر فرد تا آخر عمر ثابت می ماند و تغییری نمی کند، در صورتی که تحقیقات دانشمندان نشان می­دهد فقط48 درصد آن ارثی و 52 درصد اکتسابی می­باشد. بینه و سیمون نمره­ای تعییت کردند که بیانگر سن عقلی دانش آموز بود. در سال 1916 ترمان در آمریکا تست بینه را اصلاح نمود و از تقسیم سن عقلی بر سن تقویمی عددی را بدست آورد که بیانگر ضریب هوشی آنان بود. برای بزرگسالان نیز دانشمندانِ وقت، تستهای مختلفی را طراحی نمودند تا ببینند در هر سنی به طور متوسط افراد به چه مقدار از سوالات می­توانند پاسخ دهند. بعد از بررسی­های آماری تستها را بر اساس سن افراد «استاندارد» نمودند.

در حقیقت همبستگی بین هوش و خلاقیت زیاد است اما مطلق نیست. کودکان دارای بهره هوشی کم یا متوسط دارای خلاقیت کم یا متوسط هستند، اما عکس این موضوع صادق نیست. ضمن آنکه خلاقیت افراد را نمی­توان با آزمونهای هوش سنجید. زیرا تفکر قضاوت کننده با آزمونهای هوش سنجیده می­شود و برای سنجش خلاقیت باید از آزمونهای خاص استفاده نمود. در آزمون هوش همیشه به دنبال یک پاسخ صحیح می­گردید که از قبل تعیین شده است اما در آزمون­های خلاقیت یک پاسخ، مفهومی ندارد.

جنس و خلاقیت

درست است که زنان از قدرتِ جسمی ضعیف­تری برخوردارند اما طبق مطالعات انجام شده استعداد خلاقیت و قدرت تصور آنها کمی بیش از مردان است. بیشتر بودن تعداد خلاقیت­های ثبت شده برای مردان به این دلیل است که زنان فقط چند دهه است که فرصت ابراز وجود پیدا کرده­اند.

در تحقیقات جدید نشان داده شده است که مخچه زنان 10 درصد بیشتر آکسون دارد و سرعت انتقال در زنان 10 درصد بیشتر از آقایان است.

استرانبرگ در کتاب خود تحت عنوان« سبکهای تفکر» می­نویسد: « ما عادت کرده­ایم که جنس مذکر را به عنوان افرادی ماجراجو، متحور، فردگرا، متکبر و پرخاشگر معرفی کنیم. این کلیشه­ها بیشتر برداشتها را نشان می­دهد تا واقعیتها را و آنها ممکن است اساس واقعی داشته باشند یا نداشته باشند. من معتقدم صفات نشانگر تفاوت در سبکهایی است که ما آنرا در مردها بیشتر از زنان تقویت می­کنیم. به طور خاص مردها بیشتر برای سبک تفکر قانونگذار، درون­گرا و آزادی خواه تشویق می­شوند و زنها برای سبکهای تفکر اجرایی و قضاوتی، برون­نگر و محافظه کارانه مورد تشویق قرار می­گیرند و بدین ترتیب زنان و مردان از نظر اجتماعی ( احتمالاً از بدو تولد) به شیوه­های متفاوتی تربیت می­شوند. در برخی از سازمانها زنانی که شایستگی بالایی داشته باشند برای ارتقاء مرتبه نادیده گرفته می­شوند. به طور  معمول زنان از عامل ریسک که بیشتر از آن برحذر می­شوند امتیاز کمتری را کسب می­نمایند و در حقیقت مردان قانون را وضع می­کنند و زنان آنرا رعایت می­کنند.»

وراثت و خلاقیت

ابداع در نوع بشر به اندازه حافظه عمومیت دارد و می­توان آنرا پرورش داد. علم وراثت هنوز پاسخ صریحی درباره امکان ارثی بودن خلاقیت ارائه نکرده است. گرچه گفته می­شود که ژن خلاقیت از مادر به فرزند به ارث می­رسد. البته در این که ژنها در میزان هوش نقش اساسی برعهده دارند جای شک نیست اما در مورد خلاقیت توسل به عوامل ارثی و ژنتیک به عنوان تنها عامل، اغلب یک بهانه است تا یک واقعیت عینی.

کوشش و انگیزه و خلاقیت

هیچ کدام از عوامل ذکر شده به اندازه نیروی محرک و تلاش برای به کارگیری توان ذهنی خلاقیت بر خلاقیت تاثیر ندارد. چنانچه ادیسون اعتقاد دارد: «وجود نابغه 1درصد الهام و 99درصد عرق ریختن و تلاش کردن است.» نکته مهم این است که قدرت و تصور خلاقیت با تمرین رشد می­یابد و برخلاف انواع دیگر تصور (مانند رویا، خواب، ترس، نگرانی و ...) به صورت خودکار عمل نمی­کند، حتی وقتی بدون کوشش در حال کار است بدان علت می­باشد که ما آنرا مجبور کرده­ایم. « آمابیل»   اعتقاد دارد انعطاف پذیری ذهنی و تجربه مرتبط بدون انگیزه منجر به خلاقیت نمی­شود و انگیزه باعث پافشاری در کار می­گردد.

سایر عوامل موثر بر خلاقیت عبارتند از: خانواده، شرایط محیطی ( محیط تحصیل، محیط کار، محیط زندگی) حافظه و ...

موانع خلاقیت

همانطور که قبلاً اشاره شد، خلاقیت امری همگانی بوده و با بکارگیری مستمر پرورش می­یابد و اگر از آن استفاده نشود، تفکر تحلیلی باعث زوال آن خواهد شد. به طور کلی هر فرد باید موانعی را که در برابر رشد خلاقیت ­هایش وجود دارد اعم از درونی و بیرونی شناسایی و در جهت رفع آن تلاش نماید. آنچه مسلم است بیشتر موانع از طرف خود ما بر ما تحمیل می­شود! شاید کنترل ما بر موانع خارجی (مانند موانع تاریخی، اجتماعی و فیزیولوژیکی) کمی سخت به نظر برسد، اما قطعاً می­توان آن دسته از موانع را که وجود خارجی نداشته و اکثراً توسط خود افراد ایجاد می­شود را شناسایی و از بین برد. در زیر به برخی از موانع درونی شایع اشاره شده و سپس نحوه مقابله با آنها و راههای پرورش خلاقیت مطرح خواهد شد.

1- عادات قبلی- پیش فرض­های نادرست ( قالبهای ذهنی)

« چنین گفته­اند راویان اخبار و طوطیان شکرشکن شیرین گفتار که در سالیان بسیار دور مهمان­خانه­ای در نزدیکی شهر آتن در یونان وجود داشت که در نوع خود منحصر به فرد بود. در این مهمانخانه تختخواب­های یک شکل و یک اندازه وجود داشت، اگر مهمانان بلندتر از تخت بودند پاهای آنها را می­بریدند و اگر کوتاه­تر بود انها را آنقدر می­کشیدند تا اندازه تخت شوند!؟!؟!؟» این داستان نمونه­ای از قالبهای ذهنی یا پیش فرضهای نادرست افراد می­باشد که به عنوان یکی از بزرگترین موانع خلاقیت مطرح می­باشد. یعنی به عبارتی تفکر تحلیلی با استفاده از تجربیات یا تحلیل­های گذشته تصمیم خود را گرفته و محلی برای پرواز فکر و ایجاد ایده­های خلاق باقی نگذاشته است. به طور مثال پیش فرضِ عده­ای این است که تلویزیون برای دادن اطلاعات است نه ارتباط دو طرفه، در نتیجه هیچ وقت براای استفاده از  تلویزیون برای ارتباط دو طرفه تلاش نمی­کنند. اینکه ما هر چقدر رشد می­کنیم خلاقیتمان کاهش می­یابد به این دلیل است که قربانی عادات شده به یک شیوه کاری دل می­بندیم و از آن درهمه حال حتی در جایی که مناسبت نیز ندارد استفاده می­نماییم. به عبارتی می­خواهیم همه چیز را در قالب از پیش تعیین شده قرار داده و حل نماییم. این نوع مانع را به اسامی مختلف شناسایی نموده­اند مانند سرسختی، لجاجت در طرز کار، جمود در حل مسائل و ...


ادامه مطلب2

آشنایی با رشته مدیریت بازرگانی

دانشگاه ها:

 این گرایش  از قدیمی ترین گرایش های مدیریت است که کار خود را در سال 1333 هجری شمسی به موجب عقد قرارداد بین دانشگاه تهران و دانشگاه کالیفرنیای جنوبی به منظور تربیت مدیران برای اداره سازمانهای دولتی و خصوصی ،در دانشکده حقوق دانشگاه تهران با همکاری گروهی از اساتید آمریکایی آغاز کرد، سپس این رشته در مقاطع و گرایش های مختلف و در دانشگاههای گوناگون کشور گسترش یافته و همینک در غالب دانشگاههای دولتی، آزاد و پیام نور ارائه می گردد.

گرایشهای مختلف:

این رشته دارای گرایش‌های مختلفی می باشد که در مقاطع مختلف تدریس می گردد، این گرایش‌ها عبارتند از :

o        بازاریابی

o        سیاستگذاری (استراتژیک)

o        بازاریابی بین الملل

o        تحول سازمانی

o        مالی

 واحدهای درسی در دانشگاه:

جمع تعداد واحدهای درسی این رشته 32 واحد بوده و 4 واحد از آن مربوط به پایان نامه می باشد. تمامی درسهای این گرایش دو واحدی بوده و دانشجو باید 14 درس دانشگاهی را بگذراند. از مجموع درسهای این رشته 4 واحد درس مدیریت پیشرفته، 4 واحد تحلیل آماری و تحقیق در عملیات و مابقی آن دروس اختصاصی این رشته در زمینه آشنایی با تجارت و کسب و کار، مباحث  استراتژیک سازمانی و مدیریت بازار می باشند.

 آینده شغلی:

فارغ التحصیلان این رشته با تسلط به مباحث مربوط به بازار، مباحث تدوین استراتژی های سازمانی، شناخت مشتریان و نحوه ارتباط با آنها، شناخت فرایندهای فروش، بازاریابی و خدمات به مشتریان زمینه لازم جهت استخدام در واحدهای بازرگانی سازمانها را داشته و نسبت به سایر گرایش های مدیریت با توجه به نبود رشته ای جایگزین از بازار کار مناسبی برخوردارند. ضمن اینکه دانشجویان این رشته با توجه به شناخت کافی از کسب و کار و نحوه ایجاد  تجارت موفق شانس زیادی برای موفقیت در حیطه کار آفرینی و تشکیل کسب و کارجدید دارند. 




دوستانی که مایل به همکاری می باشند، می توانند مطالب و مقالات مربوط به رشته مدیریت را به آدرس زیر ارسال نمایند.
hassanmodir@gmail.com

سید حسن فاطمی


آخرین پست ها


آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :